تبعیض قومیّتی در ایران


همانطور که می‌دانید درگیری‌های اخیر بین تیم پرپولیس تهران و تراکتور سازی تبریز بحث‌های فراوانی‌ را در مورد معضل تبعیضات قومیّتی در ایران بر پا کرده است. هرچند به نظر می‌رسد توهینات اخیر به آذری‌ها سیاسی و از پیش برنامه ریزی شده (برای ایجاد تفرقه بین قومیت ها) بوده است، این معضل اجتمایی‌ در ایران به هیچ عنوان قابل کتمان نیست که در ایران (و بویژ پایتخت) فارس زبان‌ها خود را قوم برتر دانسته و همواره رفتاری تبعیض آمیز در مقابل اقوام دیگر ایران (اعم از ترک، کرد، عرب، بلوچ، ترکمن، و غیر) پیشه کرده اند. مطلب زیر، از آقای حمید زمانی‌، راه حلی‌ پیشنهادی برای اصلاح این دید غلط در جامعهٔ ایران می‌باشد.

زبان مادري وبين المللي بجاي تنها يك زبان
در كشور هاي برخوردار از تنوع قومي وزباني ، در تعيين زبان رسمي و زبان دوم و سوم بحث هاي زيادي صورت گرفته و نتايج متفاوتي حاصل شده است .
در برخي از كشورها، يكي از زبان هائي كه تعداد زيادي از مردم كشور به آن صحبت مي كنند، بعنوان زبان اصلي و رسمي انتخاب شده است مثل زبان فارسي در ايران . ودر بعضي ممالك زبان حاكمان كه قسمتي از جمعيت كشور نيز به آن زبان صحبت مي كنند بعنوان زبان رسمي تعيين و به بقية اقوام موجود در كشور تحميل شده است مانند زبان روسي در اتحاد جماهير شوروي سابق . البته ناگفته نماند كه به بقية مليت ها اجازه داده شده بود كه علاوه بر زبان روسي ؛ زبان محلي خود را نيز بطور رسمي آموزش ديده و به آن مسلط شوند و يا زبان عربي در زمان حكومت صدام حسين كه كردها و تركمنها نيز ناگزير از فراگيري آن به عنوان زبان رسمي بودند.
در بعضي از كشورهاي پيشرفته ،تعدادي از زبان هاي مرسوم كشور به رسميت شناخته شده و اجازه داده اند مردم به زبان محلي خود در مدارس و دانشگاه ها تحصيل وتدريس كرده، رسانه هاي جمعي نيز به همان زبان برنامه پخش نمايند ، مثل كانادا كه زبان انگليسي و فرانسه ، دو زبان رسمي و همتراز كشور بوده و حتي در مجلس شوراي ملي، هر كس به زبان محلي خود مسائل را مطرح مي كند . البته تعداد زيادي از كانادائي ها زبان ديگر كشور را نيز به خوبي ميدانند . همچنين در كشور كوچك سوئيس، كه زبان 70 درصد مردم آلماني ، 20 درصد فرانسه و 10 در صد ايتاليائي مي باشد و هر سه در كشور زبان رسمي محسوب مي شود و هر كس در محل خود در مدارس و دانشگاه ها به زبان مادري تحصيل مي كند و با توجه به قدرت هر يك از زبان ها از نظر كتاب ، فيلم و مجلات علمي و ادبي هيچ كس از حيث منابع احساس كمبود نمي كند .
واقعيت اينست كه كشور ما نيز يكي از كشور هاي چند زبانة دنياست . ابتدا بايستي از اين بابت خوشحال باشيم كه بعلت وسعت كشور و همنشيني صميمي قوم هاي مختلف در كنار هم ، از نعمت بزرگ تعدد فرهنگ ها بر خورداريم ، كانادائي ها به خاطر پذيرفتن مهاجرين كشورهاي مختلف به خود مي بالند و مرتب اعلام مي كنند كه كشورشان ، سرزمين تنوع فرهنگ ها ست و تمام فرهنگ ها در آنجا كنار هم رشد مي كنند و از تغذية فرهنگي يكديگر تكامل مي يابند و كشورنيزدر آرامش ، روز به روز توسعه مي يابد . گاندي رهبر فقيد هند در يكي از نطق هاي خود مي گويد “ دوست دارم ديوارهاي خانه ام را به قدري كوتاه بسازيد كه نسيم تمام فرهنگ ها در آن بوزد ولي مايل نيستم طوفان آنها فرهنگ مرا با خود ببرد“ .
بايد بپذيريم كه تعدد زبانها نيز در كشور ما مثل سايرپديده هاي فرهنگي نعمتي است و در صورتي كه با آن درست و منطقي برخورد شود بركات زيادي خواهد داشت و در صورت عدم تدبير و تنگ نظري ، مي تواند مشكل ساز باشد .
غرض از نوشتة حاضر اينست كه موضوع زبان و يا زبان هاي موجود در ايران و يا بطور دقيق تر زبان ملي يا زبان بين المللي را مطرح كنيم . در بحث حاضر سعي مي شودكه موضوع كاملا علمي و دور از هر گونه تعصب مورد بررسي قرار گيرد تا نتيجة مطلوب حاصل گردد . براي اين منظورديدگاه هاي زير مطرح مي گردد تا توسط صاحب نظران ، بيشتر مورد ارزيابي و مباحثه قرار گيرد و در صورت موافقت ، نسبت به اجراي آن اقدام گردد .
زبان فارسي : زبان فارسي يكي از زبان هاي ساده و شيرين دنياست بطوريكه انگلس در نامه اي به ماركس مي نويسد كه براي مطالعة هنر مشرق زمين ناچار شدم زبان فارسي را ياد بگيرم و اين زبان را خيلي ساده و شيرين يافتم و نمي دانم چرا آنهائي كه دنبال يك زبان جهاني هستند زبان فارسي را انتخاب نمي كنند و بعد اضافه مي كند كه تو نمي داني اشعار حافظ را به زبان فارسي خواندن چقدر لذت بخش است .
 فارسي زباني است كه به آن ، حافظ ، سعدي و فردوسي شعر گفته است . مولانا انديشه ها و تاملات عرفاني را به زبان فارسي سروده است . نه تنها حكما و شعراي فارسي زبان بلكه شعرا و ادباي ساير زبان ها نيز مانند نظامي ، اقبال لاهوري ،شهريارو….. براي گيرائي و حلاوت سخن از زبان فارسي بهره گرفته اند در مورد قابليت هاي زبان فارسي شكي نيست و از اينكه اين زبان مثل ساير زبان هاي دنيا بايد زنده و جاويدان بماند ؛ خواست جدي همه و وظيفة سازمان ملل متحد نيز مي باشد .
زبان فارسي عامل وحدت ملي : حالا مي خواهيم ضمن تائيدحلاوت و توانايي زبان فارسي ، به موضوع اصلي اين گفتار بپردازيم : بعضي ها معتقدند بايد در ايران نيز مثل بعضي از كشورها ي پيشرفته ، به جاي يك زبان ؛ دو يا چند زبان كشور بعنوان زبان رسمي شناخته شود . برخي اعتقاد دارند كه زبان هر قومي كه در كشور اكثريت دارد به عنوان زبان رسمي انتخاب شود و بالاخره بعضي ها اصرار دارند كه زبان فارسي عامل وحدت ملي است و مردم ايران با زبان فارسي با همديگرارتباط بر قرار مي كنند .در زيرديدگاههاي بالامورد بحث و ارزيابي قرار مي گيرد تا پيشنهاد مناسبي ارائه گردد .
امروزه زبان ، تنها وسيله بيان احساسات و ارتباط با افراد يك قوم و حتي يك كشور نيست بلكه زبان وسيله مهمي است براي آموزش ، بهره برداري از دانش بشري و ارتباط با جهانيان كه به وسيله آن مي توان از نظريات و بينش هاي متنوع همنوعان خود مطلع شد و ازطريق اين تعامل در تمام عرصه هاي علمي ، اقتصادي و اجتماعي ملي و بين المللي حضور فعال داشت و نقش خود را دركشور و دهكدة جهاني به درستي ايفا نمود با توجه به مقدمة بالا بايد بپذيريم كه هيچكدام از زبان هاي قومي كشورمان امروزه نمي تواند اين نقش را بازي كند وبا توجه به اينكه زبان فارسي فاقد قدرت رقابت در عرصه جهاني است ؛ انتخاب اين زبان بعنوان زبان رسمي و ملي كشور اين سئوال را بين ساير اقوام ايراني ايجاد كرده و مي كند كه چرا زبان فارسي ؟چرا تركي و يا كردي ويا زبان ساير قوم ها نه ؟
گفتيم بعضي ها معتقدند كه زبان فارسي عامل وحدت ملي است در صورتيكه هژموني زبان فارسي نه تنها عامل وحدت نيست بلكه حاكميت اين زبان بطور عملي و رواني باعث دو تيرگي فارسي زبانان با ساير اقوام شده است بطوريكه عملا آگاهانه و نا آگاهانه زبان ها و لهجه هاي محلي ساير زبان ها به قدري تحقير مي شوند كه ناچار تعداد زيادي از خانواده ها ي اقوام غير فارسي، سعي مي كنند كودكان خود را از زبان مادري كه آموختن آن حق همة كودكان جهان است محروم سازند و با آنها به زبان فارسي صحبت كنند تا در آينده نه تنها مورد تمسخر ديگران واقع نشوند بلكه در تحصيل ، فعاليت هاي اجتماعي و سياسي نيز هم ترا ز فارسي زبانان گردند . و اين تغيير زبان محلي به فارسي را مي توانيد در اغلب نقاط كشور و حتي در مراكز خواستگاه هاي زبان هاي ديگر ايراني نيز ملاحظه كنيد . حاكميت زبان فارسي باعث شده كه مردم ساير زبان ها از ادبيات و كتابت زبان خود آگاهي كافي نداشته باشند وچون نه مي توانند به زبان خود بخوانند ونه بنويسند حتي تلفظ خيلي از لغات زبان مادري خود رانيز متفاوت ادا كنند از طرف ديگر اختلاط لغات فارسي با زبانهاي بومي باعث شده صحبت به زبان مادري نيز ناهمگون ، نا موزون و ناخوشايند باشد ؛ بطوريكه خيلي از اين كودكان براحتي نمي توانند صحبت كنند و خواست خود را به خوبي ادا نمايند ؛ بعنوان مثال هنگامي كه با كودكان فارس زبان در تلويزيون مصاحبه مي كنند آنان مطالب خود را بسيار روان و شيرين بيان مي كنند در صورتيكه همين مصاحبه وقتي با يك كودك ترك زبان چه به زبان فارسي و چه به زبان تركي انجام مي گيرد مطالب نا پيوسته ، زمخت و نا خوشايند بيان مي شود چون زبان و ادبيات فارسي مرتب در مدرسه، رسانه هاي صوتي ،تصويري و نوشتاري به كار گرفته مي شود و در نتيجه تكامل يافته واز تسلسل و حلاوت بيشتري برخوردارمي شود در صورتيكه براي بقية زبان ها اين فرصت ها به اين گستردگي فراهم نمي شود پس مي توان گفت كه اين يك ظلم آشكاردرحق ساير زبان هاو متكلمين آنهادر كشوراست. پس آيا مي توان با اين بي عدالتي به وحدت ملي رسيد ؟
نگارنده ضمن اينكه تعيين زبان فارسي را به عنوان تنها زبان رسمي و ملي، عادلانه نمي داند، افزودن بر تعداد زبانهاي رسمي را نيز در عصر حاضر اصولي و منطقي تلقي نمي كند . اول اينكه يادگيري زبان هاي متعدد وقت و زحمت بيشتري مي طلبد كه اكثريت به آن رغبت نشان نمي دهند دوم اينكه اين امر سرمايه و امكانات زيادي نياز دارد و به علت ناكافي بودن منابع علمي و ادبي قوي به زبان هاي محلي ؛ نتيجة مطلوبي نخواهد داشت . پس چه بايد كرد؟
جهت حل مشكل به صورت اساسي ، عادلانه و مترقي، براي هريك از اقوام ايراني دو زبان پيشنهاد مي كند . اول زبان مادري كه هر كس در خانوادة خود بدون زحمت و براحتي از كودكي فرا مي گيرد و سپس در مدرسه و حتي در صورت نياز در دانشگاه نيزتدريس گردد تا هر قوم ايراني با زبان و ادبيات خود كاملا آشنا و به آن مسلط گرديده وازآن لذت ببرد و اين حق و آرزوي هر انسان و خواست ملي است كه سازمان يونسكونيز بدان تاكيد مي ورزد .در اين صورت تمام زبان ها، فرهنگ ها و هنر همة اقوام ايراني احياء شده ، توسعه يافته و محافظت مي شوند .در صورت موافقت با اين امر رشد و توسعة زبان هاي بومي بستگي به فعاليت و وظيفه شناسي نخبگان ادبي و هنري هر قوم دارد كه براي بالندگي ادبيات و فرهنگ خود چقدر از خود مايه مي گذارند، در اين شرايط تمام آنهائي كه تحديد زبان هاي محلي خود را بهانة مخالفت با حكومت هاي مركزي قرار مي دهند خلع سلاح شده و نخواهند توانست مزاحمت ها و مشكلات سياسي ايجاد كنند ، اتخاذ چنين رويه اي به امنيت ملي نيز كمك خواهد كرد .
 لازم به ياد آوري است كه در كنار تدريس زبان محلي مي توان مثل بعضي از كشورهاي پيشرفته امكانات يادگيري ساير زبان هاي كشور رانيز دربعضي مدارس و دانشگاه ها جهت علاقمندان فراهم كرد . زبان دوم براي تمامي اقوام ايراني زبان انگليسي پيشنهاد مي شود به اينصورت كه در مدارس و دانشگاه ها تمام دروس علمي مثل فيزيك ، شيمي ، رياضي و… به زبان انگليسي تدريس شود چنان كه در بعضي از كشورهاي پيشرفته نيز اين كار عملي شده است به عنوان مثال در سوئد كه يك كشور پيشرفته و متمدن دنياست همزمان با زبان سوئدي، از دورة مهد كودك زبان انگليسي را فرا مي گيرند بطوري كه هركودك سوئدي به دو زبان تسلط مي يابد در صورتي كه مي دانيم سوئدي ها با توجه به فرهنگ و صنعت پيشرفته و منابع علمي به زبان سوئدي ظاهرا نيازي به زبان انگليسي ندارند ولي شايد دنياي امروز و آينده را بهتر شناخته ، درست تحليل كرده و عمل مي كنند .
در مورد زبان انگليسي بايد بيشتر سخن گفت چون نه تنها ما ايرانيان، بلكه اغلب سياستمداران و متفكران كشورهاي غير انگليسي زبان دنيا نيز در گذشته سعي داشته اند با توسعه و گسترش زبان انگليسي مقابله كنند. از آن جمله جواهر لعل نهرو ، تاگور، فيلسوف نامي هند، تيتو رهبر يوگسلاوي سابق و … زبان اسپرانتو را به خوبي ياد گرفته بودند و با يكديگر به اين زبان مكاتبه ميكردند بطوريكه زماني در بين مردم جهان نيز اسپرانتو به سبب سادگي و مقابله با هژموني زبان انگليسي توسعه يافت و زبان ضد امپرياليستي لقب گرفت و حتي بعد از انقلاب اسلامي ايران در بعضي از مساجد ، اسپرانتو به عنوان زبان محرومان و مستضعفان جهان براي علاقمندان تدريس شد . ولي واقعيت چيز ديگري بود توسعة روز افزون علم ، تگنولوژي و انتشار آن به زبان انگليسي ، عملا تمام زبان هاي دنيا را تحت الشعاع قرار داد ؛ بعضي اين واقعيت را به موقع پذيرفتندو بهره برداري كردند وبرخي به آن همچنان مشكوك ماندند .
امروزه نبايد به زبان انگليسي به عنوان زبان مستكبران جهان نگاه كرد و از آن غافل ماند .در عصر حاضر زبان انگليسي وسيلة ارتباط جهاني است كه ما نه تنها به وسيلة آن مي توانيم با تمام انسان هاي جهان مرتبط شويم بلكه از تمام منابع علمي ، ادبي و هنري دنيا كه اكثرا به اين زبان منتشر مي شود استفاده كنيم و حتي نظرات ،ديدگاه ها و توليدات علمي ، هنري و مذهبي خود را با همين زبان به جهانيان عرضه كنيم. باز تأكيد ميشود كه زبان ارتباطي امروزجهان ، زبان انگليسي است و مابايد بدون تعصب براي رسيدن به اهداف خود از آن بهره گيريم ، بطوريكه علماي ما در گذشته از زبان علمي و ادبي آن روزگار كه عربي بود بدون هيچ تعصبي استفاده مي كردند و عربي را به خوبي ياد گرفته و به آن تسلط داشتند و مطالب علمي را به زبان عربي مي خواندند و نظرات خودرا با آن زبان منتشر مي كردند . زماني زبان فرانسه زبان متداول علمي شناخته شده بود و در مدارس و دانشگاه هاي ايران و اغلب كشورها تدريس مي شد ولي امروزه زبان انگليسي جاي همة زبان هاي متداول دنيا را گرفته است پس ما مي توانيم ضمن حفظ زبان مادري ، زبان انگليسي را به عنوان يك وسيلة مهم ارتباطي ياد گرفته و به آن مسلط شويم مسلما در آيندة دور اگر زبان ديگري جايگزين زبان انگليسي شود باالطبع امكانات يادگيري آن را فراهم خواهيم كرد و براي پيشبرد اهداف خود به آن مسلط خواهيم شد .
باز مايلم بيشتر به مزاياي يك زبان مادري و يك زبان بين المللي براي كلية اقوام ايراني تاكيد كنم . ياد گيري عمومي زبان انگليسي غير از مزايائي كه قبلا گفته شد باعث مي شود تمامي زبان هاي رايج كشور محترم و همتراز شمرده شود و هيچ فرهنگ و زباني تحقير نشود و عدالت در زبان باعث توسعه و وفاق ملي پايدار گردد . بر خلاف نظر بعضي ها كه تصور مي كنند تنها انتخاب يك زبان سبب تقويت وحدت ملي مي شود، امروزه در عمل مي بينيم تجويز و تحميل يك زبان از زبان هاي ايراني نمي تواند عامل وحدت باشد بلكه به جرأت مي توان گفت كه به يكي از مهمترين عوامل نفاق تبديل شده و حتي مي تواند ابزاري براي تحريك ، تشنج و تجزيه تبديل شود . در صورتي كه در كشورهاي ديگر مثل هندوستان ، كانادا و سويس شاهد هستيم كه تعدد رسميت زبان ها هيچگونه مشكل ملي و امنيتي بوجود نمي آورند و از طرف ديگر مي بينيم عليرغم اين كه زبان جزيرة كرس فرانسه باكشور مادر يكي است ، ايرلندي ها زبان مشترك با انگلستان دارند و يا باسك ها در اسپانيا هم زبان هستند ولي همزباني عامل وحدت آنها نشده است.
در صورت عمومي شدن ياد گيري زبان انگليسي در كشور، مي توان انتظار داشت : نشست ها و كنفرانس هاي ملي و بين المللي را بطور مرتب به زبان انگليسي براي بهر ه برداري هموطنان بر گزار نمود .
مجالس ملي نظير مجلس شوراي اسلامي مي تواند به زبان انگليسي برگزار شود تا تمام اقوام ايراني در بيان مسائل خود يكسان و همسطح قلمداد شده و بدين گونه عدالت در زبان حاكم گردد . دانشمندان ، انديشمندان ، نويسندگان ، هنرمندان و حتي اسلام شناسان برجسته ما به راحتي مي توانند با جهانيان ارتباط تنگاتنگ و قوي داشته و نوشته هاي خود را در تيراژي خيلي بالا منتشر نمايند و نظرات خود را بطور فراگير ارائه و تبليغ نمايند .
 جهان امروز را دهكده جهاني مي نامند و زبان اين دهكده ، امروزبدون تعارف زبان انگليسي است ، هر كس و هر ملتي كه زبان اين دهكده را بهتر بداند وبه آن مسلط شود ، از امكانات مادي و معنوي آن بيشتر استفاده خواهد كرد و جايگاه مناسب خود را در آن پيدا كرده و وظيفه و نقش خود را به درستي ايفا خواهد نمود در غير اين صورت، منزوي خواهد شد و ازصحنه بازي كنار خواهد افتاد .
البته شايد بعضي ها فكر كنند كه تدريس به زبان انگليسي در سطح ايران از نظراجرا امكان پذير نيست در صورتي كه امروزه با توجه به امكانات تكنولوژي موجود، مي توان تنها از يك ويدئو و يك تلويزيون و تعدادي فيلم علمي آموزشي كه به صورت اصولي و جذاب توسط متخصصين مجرب تهيه شده باشد استفاده كرد و آنها را در اختياركليه مدارس شهري و روستائي كشور از مرحله مهد كودك تا آخر دبيرستان قرار داد ، بدين گونه عدالت در تحصيل نيز تا حدودي مراعات خواهد شد . در صورت نياز و امكان مي توان از كانال هاي تلويزيوني ، اينترنتي و ماهواره اي هم بهره گرفت .بديهي است كه پس از سپري شدن دوره تحصيلي يك نسل ، نسل هاي بعدي كاملا به موضوع مسلط شده ، زبان مادري و زبان انگليسي بصورت عادي جايگاه خود را پيدا خواهد كرد .
خلاصه و نتيجه گيري :بطوري كه اشاره شد واقعيت جامعه نشان مي دهد كه امروزه تنوع و تعصب در عقايد و آرا نمي تواند مثل گذشته عامل تشنج در كشور ما باشد ولي حاكميت تنها يك زبان در كشور و تحميل آن به كليه اقوام ايراني موجب نفاق و عامل تحقير ساير زبان ها و فرهنگ هامي شود و در صورتي كه امروز اين موضوع در آرامش ، عادلانه و باتدبير، مطرح و حل نشود در آينده موجبات بر خورد تمدنهارا فراهم خواهد آورد . اميد است ما كه طراح گفتگوي تمدن ها هستيم موضوع تعدد زبان ها را در كشور خود با گفتگو ، متمدنانه حل كنيم . اما در مورد زبان دوم ، اگر تنبلي ، تعصب خشك و عدم دور انديشي و آينده نگري باعث شود كه خود را امروز به زبان دهكده جهاني مسلح نكنيم و از همين امروز خود را آگاهانه آماده ورود به اين دهكده نسازيم و فعالانه در آن شركت نكنيم ، فردا خواسته و ناخواسته اين زبان نيز به ما تحميل خواهد شدو در آخر صف با سستي و خفت ، ورود به دهكده را تمنا خواهيم كرد تا دنباله رو اين قافله شويم .

حمید زمانی‌

Hamid.Zamani@hotmail.com
مطلب را به بالاترین بفرستید:
Advertisements
این نوشته در چون و چرا ارسال شده. این نوشته را نشانه‌گذاری کنید.

10 پاسخ برای تبعیض قومیّتی در ایران

  1. لاله :گفت

    چوخ ساغ اولون. کئشکه هامی بئله بیر اؤنملی مسئله یه دویارلی اولا بیلسه. چونکو مسئله لری اؤرت باسدیر ائدیب دانماق اونلارین حل اولماسی آنلامیندا دئییل.
    سایغیلار

    خیلی ممنون. ای کاش همه مسئله ای به این مهمی را واقعا جدی بگیرند چون که سرپوش گذاشتن بر روی مسائل و مشکلات و انکار آنها به معنای حل مشکل نیست.

  2. ناشناس :گفت

    Ba tashakor az shoma «choon o chera»baraye pasokhgooyitoon, bayad arz konam man be shakhse pishnahadi baraye rafé in moshkel eraé nadadam, yani hanooz motmaen nistam khaste haye moshtarak e aghvam e mokhtalef dar iran ro bedoonam !! be hamin dalil akhare matn ro ba chand soal be payan bordam…. vali ba shenakht e andaki ke dar hale hazer az entezarat va khastehaye afrade gheyre fars daram, soali porsidam mabni bar inke aya tadris e zaban e madari mitavanad moshkel ro hal konad ? dar nahayat eghrar mikonam in fekri khaam bish nist va faghat shayad shoro;e ye rahe hal bashad. rahe hal e ghayi niyaz be ehateye kamel be moshkel darad ke hanooz soal ha bipasokh mande and.

    vali dar morede nokteyi ke eshare farmoodid, bale, daghighan moshkele asli e man ba taghire zaban e rasmi e keshvare. Be nazaram zaban e biganeye English senkhiyati ba iran nadare, az tarafe dige deghat konid ke kheyli az afrad e sakene masalan tehran , shahri be onvane oje tabalvore ghome fars, az aghvam e gheyre fars hastan va oonha dar in tarh mitoonan zabane madar ya pedar ro be onvane zaban e madari tahsil konand. Be ebarate dige, har danesh amoozi bayad dar har sal dar har jaye iran ke bashe , zaban e madari e khod ra dar moassesseyi joda az madrese yad begire ta betoone sale tahsiliye khod ro pass kone ( dar madrese). in vasta mimoone fars zaban ha ke mishe baraye oonha maslana farsi e 2 ya pishrafte ya tahte har onvane digeyi gozasht. in tarh hamchenin komak mikone ke karmande azari e sakene tehran e emrooz, betoone pesaresh ro dar hamoon tehran class e torki bezare ke az taraf e dolat support mishe. na inke majboor beshe be khatere hess va gheyratesh, be mahal e tavalod bargarde. fekr mikonam in natanha tabeez nist, balke ehteram be tamayoz e beyne 2 ghoam e. dar oon sharayet shayad fardi nabashe ke tork zaban bashe vali ghader be khandane torki nabashe.
    dar nahayat mojaddadan takeed mikonam ke in tarh besiyar khaam va napokhte hast va jaye eslahate besiyar ziyad dare. khahesh mikonam mojadadan bande aval e in neveshte ro bekhoonid.

  3. Choonochera :گفت

    اگر هادی عزیز این مطلب را دنبال می‌کنه، ممنون میشم پاسخ خودشون رو ترجمه کنه. متأسفانه نه تنها خود من فقط فارسی با انگلیسی‌ بلد، بلکه دوستان آذری من هم قادر به خوندن زبان خودشون نیستند.

    دوستان فارس، واقعا جای افسوس نداره که آدم زبان خودش رو حتا نتونه بخونه؟

  4. Choonochera :گفت

    اینطور که من از پاسخ شما برداشت کردم، شما بیش از هرچیز با انتخاب زبان انگلیسی‌ به عنوان زبان رسمی‌ ایران مشکل دارید، و پیشنهاد می‌کنید که انگلیسی‌ در همه جا تدریس بشه ولی‌ فارسی زبان رسمی‌ بمونه، و در عین حال هر قومیّتی زبان رسمی‌ خودش رو هم به عنوان بخشی از تحصیل بخونه.
    در این صورت فارس زبان هم ملزم به یاد گیری ۲ زبان و سایر اقوام ملزم به یاد گیری ۳ زبان خواهند بود.حالا از شما ۲ سوال دارم:
    ۱- تا چه حد یاد گیری همزمان ۳ زبان واقع بینانه و عملی‌ به نظر میرسه؟
    ۲- آیا این یک تبعیض نیست؟

  5. ناشناس :گفت

    Man ham ba » Koucheh» shayad bishtarin noghteye eshterak ro daram. avalin nokte ine ke in maghale, baraye hal kardane yek moshkele farhangi ke haman tamaskhor va bartar bini e ghome Fars be digar ghom hast, rahe hali namotenasekh ba asle moshkel era’e mide, mozoo ro micharkhoone va be rasmi boodan e zaban e farsi marboot mikone. man ino yek maghlate midoonam.
    az tarafe dige, ezafe kardane yek zaban e bigane be onvane zabane rasmi, moadel e dafne pishine va tamame tarikhe keshvare. bayad inja ezafe konam ke takeed e jedditar bar tadris e englisi dar system e amoozeshi bahsi kamelan joda az rasmi doonestan e in zaban e
    nokteye ba\di moghayeseye Canada ba Iran e ke yeki az doostan dar bala ham eshare kard, system e edareye keshavre Canada be soorat e federal e, va rahe hal dar in keshvar ghabele ejra dar system e hokoomati e Iran nist.ghabele zekre, Canada yek keshvare besiyar chand farhangiye, dar hali ke iran na tanha in mogheiyat ro nadare, har yek az ghom ha shadidan rooye gooyesh va farhang e khod moteaseban, hatman tajrobe dashtin ke soali ro be farsi (zbana e rasmi e hale hazere iran) beporsin o be azari dar tabriz va arabi dar ahwaz pasokh begirid.
    .
    Dar nahayat fekr mikonam matne bala, be hadafe yek vasete gari va miyanji gari, zaban e engilisi ro be onvane yek zaban e bedoone vakil vasi dar iran dooneste , va ghasde vahdat e beyne aghvam ro dare, dar hali ke man fekr mikonam in eshtebahi bish nist va shayad rasmi mandan e zaban e farsi, hamchenan moshkeli ijad nakone. Be ebarate dige, fekr konam soal injast ke doostane azari, kord, arab va digar aghvam che entezarati darand?aya tamame aghvam e gheyre fars, entezarate yeksan va modavan shodei daran ? haghe tahsil be zaban e madari manzoor chiye? ini ke dar tabriz zaban e rasmi azari bashe o bas va dar jonoob e keshvar arabi?? ya inke zaban e madari e har mantaghe be tor e kamel va mabsoot dar kenre farsi tadris beshe ? bartaraf kardane moshkele farhangi e » bartar doonestane ghome fars» cheghadr az moshkel ha ro hal mikone ?! motmaen bashin dar beyne fars zabanan KHEYLI HA nesbat be axol amale tamashachihaye perspolis jebhe gerefte and o ba azari ha hamdardi mikonan, vali shenidan e faryad e boland hamsihe sakhte o axol amale tabiye har adami ine ke dastasho roo gooshesh negah dare o nashnave …. . .

  6. Choonochera :گفت

    خود من ۲ روز طول کشید که بتونم قبول کنم که چطور می‌شه فارسی زبان رسمی‌ کشور نباشه. به همون دلیل که کوچه مطرح کرد. چون احساس می‌کردم تاریخ، زبان، و میراث فرهنگیمون که به فارسیه به این ترتیب کمرنگ می‌شه. و در عین حال زبان انگلیسه که هیچ صنف یتی با فرهنگ ایرانی‌ نداره جایگزین زبان اصیل ایران می‌شه. شاید هنوزم با بخش‌هایی‌ از این راه حل خیلی‌ راحت نباشم ولی‌ مایلم که چند مورد که در ذهن خودم حل کردم رو با شما هم در میون بذارم:

    ۱- این که انگلیسی به عنوان زبان رسمی‌ انتخاب میشود به هیچ عنوان به این منا نیست که در جامعه و کوچه و بازار مردم به این زبان صحبت میکنند. حتی اگه انگلیسی‌ زبان رسمی‌ ایران باشه مردم کرد کماکان کردی حرف میزنند، مردم ترک کماکان ترکی‌، و مردم فارس فارسی. فرقش اینه که وقتی‌ یک آذری وارد تهران می‌شه و فارسی بلد نیست، به زبان انگلیسی‌ با مردم اونجا صحبت می‌کنه، و همینطور وقتی‌ یک تهرانی‌ وارد تبریز می‌شه به انگلیسی‌ منظور خود را میرسونه.

    ۲- بیشتر هدف اینه که زبان رسمی‌‌ای باشه که اولویتی بین قومیت‌ها ایجاد نکنه و حالت تساوی برقرار بشه. اگه انگلیسی‌ زبان رسمی‌ باشه، اونوقت قطعاً زبان فارسی در مدرسه تهران، اصفهان، شیراز و سایر استان‌های فارسی زبان تدریس خواهد شد. ولی‌ خوبیش اینه که اینجوری لزوم تدریس زبان هر قومیت بیشتر پررنگ می‌شه. بطوری که در استانهای ترک ترکی‌، در استانهای کرد کردی، و در استانهای عرب عربی‌ تدریس خواهد شد.

    ۳- حتی اگر این راه حل پیاده بشه، در تبریز مدرسه فارس زبان خواهد بود، همانطور که در تهران مدرسه کرد، مدرسه عرب، و مدرسه ترک زبان وجود خواهند داشت. فقط تعدادشون کمتره، و مردم این انتخاب رو دارن که به کدوم مدرسه برن. (مثل کانادا که را کبک می‌شه رفت مدرسه انگلیسی‌ زبان و در ونکور می‌شه رفت مدرسه فرانسوی.)

    ۴- اینکه یهو انگلیسی‌ انتخاب شده تصادفی نیست. موضوع اینه که دونستن انگلیسی‌ در دنیای حاضر بسیار لازمه.

    ۵- در سوئد که این راه حل پیاده شده همه هنوز هم خیلی‌ خوب سوئدی حرف میزنن و قواعد و دستور زبان خودشونو میدونن (همونطور که فرانسوی و آلمانی‌ زبان‌های سوئد هم زبان خودشونو به خوبی‌ میدونند) . حتی خیلی‌‌ها یکی‌ از زبان‌های دیگهٔ کشور رو هم میدونند. ولی‌ همه به انگلیسی‌ هم بسیار مسلط هستن.

    ۶- ایران از سال‌ها پیش همیشه چند قومیّتی بوده و ترکی‌ و کردی و غیره هم در تاریخ ایران ریشه‌های عمیق دارند.

  7. mehdi :گفت

    aghaye koucheh !
    shoma ke az matalen irad gereftin rahe halletan chiye !
    zabane farsi tanha zabane moshtarak va rasmi iran bemune !! un vaght manzuretun az ehteram be sayere zabanha chiye !
    Be nazare man amuzesh be zabane madari dar madares va daneshgah ha yek amre tabiye ! pas aghvame irani avvalan bayad be zabane madariye khodeshun tahsil konand
    Dovvoman in masale zabane engilisi niyazi nist zabane rasmiye iran bashe va masalan dar majles be un zaban sohbat beshe
    albatte doroste ke bayad in zaban az dabestan be tarz besiyar ali bayad amuzesh dade besh ( dar kenare zabane madari) ta hame in ro yad begirand !
    dar morede zabane moshtarak niz mishavad ba dar nazar gereftane tedade motakallemin yek zaban va masayele tarikhi ve … yeki az zabanhaye keshvar ro entekhab kard ke in masale tabiye ke dar morede do zabane farsi va torki sedq mikone ve un zabane moshtarak mishavad zabane dovvom ke bacheha dar kenare zabane madari khodeshun un zaban ra ham yad migirand !!

    yani kholase inke amuzesh be zabane madari
    amuzeshe zabane engilisi be onvane yek zabane jahani
    amuzesh zabane moshtarak be onvane zabane dovon dar madares manand zabane arabi ke ma dar madares amuzesh mibinim va hich karbordi ham nadare !
    va dar majalese rasmi mananad majles ve har kas mitune be zabane khodesh sohbat kone chon bayad dar in surat sistem edare keshvar ro be surate ferdral bayad be pazirim

    va un zabane moshtarak ( farsi ya torki) serfan zabane ertebatiye na zabane bartar !!!

  8. koucheh :گفت

    «ناچار تعداد زيادي از خانواده ها ي اقوام غير فارسي، سعي مي كنند كودكان خود را از زبان مادري كه آموختن آن حق همة كودكان جهان است محروم سازند و با آنها به زبان فارسي صحبت كنند تا در آينده نه تنها مورد تمسخر ديگران واقع نشوند بلكه در تحصيل ، فعاليت هاي اجتماعي و سياسي نيز هم ترا ز فارسي زبانان گردند .»
    in ye mowji bud ke avayele daheye 60 tu iran ra oftad, va badesh kheili ham sari az bein raft, va besyari az kesani ke in karo kardand alan bachehashun be hamun zabune madarishun sohbat mikonan, pas in ziad nazdik be vagheyate jamee ma nist!
    az tarafe dge, in idea e zaban e english fekr mikonam bishtar az ye royaye na meymun ghabl az gheyluleye ye zohre tabestuni zire kooler nabashe!! zaban e har sarzamin mirasi az gozashtegane on sarzamin va vasileye ertebat ba tarikhesh va mayeye mobahat be one! hala ma biaim zabani 100% bigane ro be onvane zabane rasmi eelam konim mesle sohbat kardan az recipe e tilit kardane pizza pepperoni tuye dizi e mahichast! be nazar e in haghir in ghazieye zabane rasmi kami ba uniforme vahed pushundan be shagerdaye ye madrese fargh dare va in idea i nist ke lazem be comment dadan rush bashe! kesi ba zabane rasmi budan e farsi moshkel nadare, moshkel az hakemiyyat zaban farsi, bartar dunestane ghome fars va mahrumiyyat e aghvam az amuzesh be zabane madari e (ke in ham az adame mardom salari nashi shode na hakemiate yek zabane khass), agar be in hagh ehteram gozashte beshe, ba tavajjoh be pishineye tarikhi e 50-60 saleye zabane rasmi budane farsi hazinei baraye keshvar nakhad dasht o mishe hamun zaban e rasmi bemune… montaha be sharte ehteram be hoghughe aghvam!

  9. Barish :گفت

    Yeah, it is the best solution. Every ethnic should learn his/her own mother tongue and English should be the national language of the country. It is exactly what I have always been thinking about that. But it should be done ASAP. Because if situation continues like this for few years, iran will definitely be divided.

  10. hadi qaraçay :گفت

    haçan olacaq da özümüz öz adımızı olduğu kimi səsləndirək. Azəri adının qondarma olduğu tarixi bir faktdır. Biz türkük buna diqqetli olmalıyıq.
    sayqılarımla

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s