من آنم که رستم بود پهلوان!


چند وقت پیش برنامهٔ <<پارازیت>> صدای آمریکا با شاهین مشکینقلم مصاحبه میکرد. یه جاش کامبیز از مشکینقلم در رابطه با فرهنگ ما ایرانیا پرسید (البته سوال بیشتر در مورد پذیرش حرفه <<رقسندگی>>  بود) از جواب مشکینقلم خیلی‌ خوشم اومد. گفت: حداقل در این زمینه از نظر فرهنگی‌ خیلی‌ مونده که به سطح ارزش‌های بین‌المللی  برسیم. من هم می‌تونم مثل خیلی‌‌ها بگم که ما بازماندگان فرهنگ مزدایی و آریائی  هستیم، ولی‌ واقعیتش اینه که الان چیزی نیستیم. (البته کمی‌ بهتر گفتند که من خاطرم نیست) راستش شاید دلیلی‌ که انقدر حرف‌هاشون به دلم نشست اینه که ایرانی‌‌ها اینجا (کانادا)، و  مطمئنم در هرجای دنیا که باشند، به شدت اعتقاد دارند که <<هنر نزد ایرانیان است و  بس>>!!!!
در حالی‌ که هنر که بماند، فرهنگ ما (اگر هم زمانی‌ یک فرهنگ والا بوده) در حال حاضر پر از ایراد‌های بزرگه:
۱- چشم و همچشمی و <<جیب خالی‌ پوز عالی‌>> بودن ها
۲- تعارف‌های الکی‌ و چاپلوسی
۳- اینکه احساس می‌کنیم که راجب به همه‌چیز (حتا اگر راجع بهش تخصصی نداشته باشیم) باید نظر بدیم
۴- اینکه با وجود اینکه همه شدیداً روی ایرانی‌ بودنمون تاکید داریم، رفتارمون با هموطن‌ها مون خیلی‌ بد تر از رفتارمون با هر ملیت دیگییه.
۵- اینکه خیلی‌ راحت دروغ میگیم 

وقتی‌ اینا رو به هر ایرانی‌ میگی‌ فوری همهٔ تقصیرات رو یا روی نظام فعلی‌ میندازن، که: <<زمان شاه اصلا اینجوری نبود…>>، یا کلا گردن اسلام میندازن که <<زمان کورش کبیر اصلا اینجوری نبود>>

در مورد واکنش اول که خیلی‌ راحت می‌شه نشست و بحث کرد که آیا واقعا قبل از  انقلاب ایرانی‌‌ها اهل تعارف، چشم و همچشمی، و غیره بودند یا نه. ولی‌ در مورد  واکنش عزیزان تاریخ پرست خیلی‌ چیزی نمیتونم بگم، چون واقعا اطلاعاتم کافی‌ نیست. ولی‌  برام سواله که کلا چند کتاب معتبر از فرهنگ اجتمایی‌ تاریخ قبل از اسلام وجود داره، و  چند در صد از این افراد این کتاب‌ها رو اصلا خوندند که انقدر با اطمینان از فرهنگ والای ایرانی‌ حرف میزنند. 

البته من هم دوست دارم تصور کنم که حداقل در یک برهه از تاریخ فرهنگ ایرانی‌  برگرفته از آیین زرتشتی، فرهنگ خوب و غنیی بوده. همون فرهنگی‌ که با وجود سال های  مدید تجاوز فرهنگ‌های خارجی‌ از عرب و مغول و روس و فرانسوی و غیره هنوز خیلی‌ جنبه هاش زنده مونده.

اتفاقا دقیقا به دلیل همین وقایع تاریخی‌ و تسلط حکومت‌های مختلف روی ایران، به مرور  زمان اخلاق‌های زشتی مثل چاپلوسی، دروغ گویی، و تظاهر در ایران نهادینه شده. فرهنگ ایرانی‌  که ما امروز ازش صحبت می‌کنیم شامل همهٔ این عناصر هست.‌ای کاش که بجای این همه افتخار به این فرهنگ <<والا>> کمی‌ واقع بینانه نگاه کنیم بلکه بتونیم فکری بحال  آیندهٔ این سیر پسرفت فرهنگی‌ بکنیم. آخه: گیرم پدر تو بود فاضل، از فضل پدر تو را چه حاصل؟ 

 

Advertisements
این نوشته در چایخانه ارسال شده. این نوشته را نشانه‌گذاری کنید.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s