در باب هم/دو/دگر جنسگرایی


برنامهٔ پرگار  در تلویزیون بی‌بی‌سی که این هفته مربوط به ریشه همجنس گرایی و دوجنس گرایی بود ذهنم رو به قدری مشغول کرد که دوست دارم چند خطی‌ راجع بهش بنویسم:
گذشته از اینکه تعریف مشخص از همجنسگرایی نشد (تا تفاوت همجنس گرایی با همجنس بازی برای مخاطب نا آگاه مشخص بشه)، متاسفانه هردو مهمان برنامه (ساقی‌ قهرمان و شادی امین) به جای استفاد از این فرصت برای گسترش آگاهی‌ عموم مردم، تمام وقت برنامه رو صرف استراتژی صحبت راجع به ریشه هم/دو جنس گرایی کردند و هیچ یک به موضوع اصلی‌ برنامه نپرداختند. به طوری که ساقی‌ قهرمان اصرار بر ژنتیکی بودن محض داشت (چون این برخورد را برای پیشگیری از خشونت علیه همجنسگرایان مناسب می‌دونه)، و شادی امین اصرار بر «محیطی‌» بودن آن (چون بر این باوره که اگر روی ژنتیک قضیه اصرار بشه خیلی‌ راحت می‌شه انگ «اختلال ژنتیکی» رو به اون چسبوند و ازش به عنوان بیماری یاد کرد.)

بماند که این همه وسواس در بحث، برای پیشگیری از بی‌ عدالتی اجتمایی‌ بیشتر در قبال همجنس گرایان، خودش نمایانگر وضعیت حاد عدم آگاهی‌ مردم راجع به همجنسگراییه. ولی‌ لازم دونستم که حد عقل برآیند مطالعات خودم رو راجع به همجنس گرایی اینجا بنویسم:

ژنتیک هر انسانی‌ را تا حدی «زنانه» و تا حدی «مردانه» میکنه. پس، از بدو تولد، هر زنی‌ خصلت‌های «مردانه» و هر مردی خصلت‌های «زنانه» هم داره. این هم میدونیم که میانگین خصلت‌های مردانه در آقایون بیشتر است و بالعکس. ولی‌ همیشه زنانی هستند که از مردان «مرد تر» هستند و آقایونی که از زن‌ها «زن تر». درصد «مرد» بودن و «زن بودن یک فرد «هویت جنسی‌» اون فرد رو تعریف میکنه. که میتونه با «جنسیت بیولوژیکی» فرد متفاوت باشه.

«گرایش جنسی‌» با «هویت جنسی‌» فرق میکنه. مثلا مردی که از نظر خصلتی «زن» است صرفاً گرایش به مرد نداره. گرایش جنسی‌ میزان کشش افراد به هر دو جنس. ( که این هم مثل «هویت جنسی‌» سیاه و سفید نیست. و هر کس در بدو تولد به هر جنسی‌ تا حدی گرایش داره.)

آنچه تاثیر خیلی‌ زیادی روی تعیین «هویت» و «گرایش» جنسی‌ هر فرد  داره درونی‌ شدن (روانی‌ و فیزیکی) تجربیاتیه که هر فرد در زندگی‌ تجربه میکنه. مثلا ممکنه یک زن که از نظر ژنتیکی تا حد زیادی «مردانه» است ناخودآگاهش، در اثر ادراک اطراف از بدو تولد به جلو، طوری شکل بگیره که به مرد (از نظر روانی‌ و فیزیکی) تمایل بیشتری داشته باشه. همینطور مثلا یک «پسر» (از نظر هویت جنسی‌) ممکن رفته رفته تجربیات محیطی‌ طوری روش تاثیر بذاره که در بزرگ سالی‌ رابطه با زن براش بسیار غیر طبیعی باشه.

مشکل اینه که تا میگیم محیط، همه فکر میکنند که پس حتما با پاک کردن این تجربیات از حافظه ( با روش‌هایی‌ از قبیل شک الکتریکی، هیپنوتیزم، و غیره) می‌شه تمایل یک همسنسگرا رو عوض کرد. مساله اینه که:

اولا کوچیکتر تجربهٔ ما در زندگی‌، در بندبند اعضای بدنمون ثبت می‌شه و بدن مارو برای همیشه تغییر میده. پاک کردن یک تجربه از حافظه فرد (اگه هم که ممکن باشه) هیچ وقت نمی‌تونه تاثیر اون تجربه رو از بدن فرد پاک کنه.

دوم اینکه باید به خاطر داشته باشیم که تک تک افراد دگر جنس گرا که به جنس مخالف خودشون  تمایل دارند، «هویت» و «گرایش» جنسی‌ مختص خودشون رو دارند و هیچ دو نفری از این نظر مثل هم نیستند. پس چه لزومی داره که «هویت» و «گرایش» یک همجنس گرا رو با هزار روش مضر بی‌ تاثیر به تصور گنگی از یک «نورم اجتمایی‌» نزدیک کنیم؟

در آخر بگم که همجنس گرایی یک «پدیدهٔ» جدید نیست که بخوایم نگران برخورد باهاش باشیم. از اول تاریخ تا حالا همیشه ترکیب‌های مختلفی‌ از «هویت» و «گرایش» جنسی‌ بوده، و همیشه به اندازهٔ کافی‌ زن «زن» و مرد «مرد» بوده که ما نگران تولید مثل بشریت نباشیم. نقش ما امروز در قبال بشریت اینه که بعد از هزاران سال  پیشرفت تمدن، در احقاق حقوق همهٔ افراد جامعه (اعم از هر جنسیت، و هر جسمیت، و هر سنّ، و هر دین ، و هر نژاد، و هر ملیت، که هستند) تلاش کنیم تا جامعه سالم تری داشته باشیم.

Advertisements
این نوشته در چون و چرا ارسال شده. این نوشته را نشانه‌گذاری کنید.

1 پاسخ برای در باب هم/دو/دگر جنسگرایی

  1. manuchehr :گفت

    neveshteh jaalebi bood. . ghabel estefaadeh va mofid.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s